تبلیغات
آموزش و سفارش طرح های حرفه ای - مطالب ابر مطالب جالب
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات جانبی
 
جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند.» حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.» جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی می‌گویی؟» حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟» جوان گفت: «آری.» حکیم گفت: «مراقب چشمانت باش.»


:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: داستان های آموزنده , مطالب جالب ,
ن : mohammadali A.T
ت : سه شنبه 21 اردیبهشت 1395
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند...
 بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم...
 استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟ یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد. حق با توست..
 حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟ شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
 استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید. اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است...
 اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید! ⭐️دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.

 زندگی همین است!⭐️


:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: مطالب جالب , غبر تکرارب , مطالب غیر تکراری ,
ن : mohammadali A.T
ت : سه شنبه 21 اردیبهشت 1395
درس هایی که در خانواده یاد گرفتیم :
بـهداشت : اگه می‌خواید همدیگه رو بکشید برید بیرون؛ الان اینجا رو تمیز کردم
مـنطق : به خاطر اینکه من میگم
آیـنده نگری : اگه از تاب بیفتی، محاله ببرمت خرید
آدابـ اجتماعی : وقت غذا، دهنت رو ببند
اصـلاح رفتار : مثل بچه آدم رفتار کن
انتظـار : بذار برسیم خونه
کنایه : گریه می کنی؟ الان یه کاری می کنم واقعا اشکت در بیاد
ژنتیک : چهار تا اخلاق خوبتم به من رفته
دانش و خرد : وقتی به سن من برسی، می‌فهمی
عدالت : یه روزی بچه دار میشی، امیدوارم بچه‌هات مثه خودت باشن



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: طنز , مطالب جالب , جوک ,
ن : mohammadali A.T
ت : دوشنبه 6 آبان 1392





:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: زن , عشقولانه , عکس , مطالب جالب ,
ن : mohammadali A.T
ت : یکشنبه 5 آبان 1392
ﻧﻔﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻔﺖ ﺑﺎﺭ ﻧﮑﻮﻫﺶ ﮐﺮﺩﻡ
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎﭘﺎﯾﻤﺎﻝ
ﮐﺮﺩﻥ ﺿﻌﯿﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﻡ
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ
ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺧﻮﺷﯽ ﺯﺩﻡ
ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ
ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﻣﻮﺭ ﺳﻬﻞ
ﻭﺁﺳﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻡ
ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ
ﺷﺪﻡ ﻭﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﺴﻠﯽ
ﺩﺍﺩﻡ
ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ
ﺑﻮﺩﻡ ﻭﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭ
ﻭﺻﺒﻮﺭﻡ
ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ
ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻭﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺗﻤﺎﺱ ﭘﯿﺪﺍ
ﻧﮑﻨﻢ
ﻫﻔﺘﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ:ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﺪﺍ
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ
ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ
ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺧﻠﯿﻞ ﺟﺒﺮﺍﻥ



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: جبران خلیل جبران , مطالب جالب , پند و اندرز ,
ن : mohammadali A.T
ت : شنبه 4 آبان 1392
یکی ار دوستان تعریف می کرد
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم.

...

والدینم خیلی کمکم کردند، دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود.

فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با منشوخیهای ناجوری می کرد و باعث می شدکه من احساس راحتی نداشته باشم.

یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی!

سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت

اگه همین الان پنجاه هزار تومان به من بدی بعدش حاضرم با تو...

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم.

اون گفت: من میرم توی اتاق و اگه مایلی بیا پیشم.

وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم..

یهو با چهره نامزدم و چشمهایاشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت:تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی.

ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم،به خانواده خوش اومدی..!!!

......
اما ( خوشبختانه ) هیچ کس نفهمید که من کیف پولم رو توی ماشین جا گذاشته بودم!!!



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: مطالب جالب , جریان داماد و خواهر خانم ,
ن : mohammadali A.T
ت : چهارشنبه 1 آبان 1392
شیخ را سفری افتاد به بلاد آنتالیا، چون شب گردید شیخ آن بلاد شاه دافی
را به اتاق شیخ بفرستادی!
شیخ که قبلا این داستان را شنیده بودی اندکی تامل نمودی و آنگاه بانگ بر آورد
که این ضعیفه در اتاق من چه میکند. شیخ آن بلاد که به شدت بگرخیده بود
گفت :یا شیخ این دختر را بحر کامجویی شما بفرستادیم باشد که مقبول افتد...
شیخ تریپ شاکی برداشتی که اگر من این ضعیفه را قبول کنم در آندم که تو
در بلاد من حضور پیدا کنی، ما از بحر جبران باید دختری برای تو مهیا ... حال
آنگه تمام دختران سرزمین من همسران صیغه ای ... نه نه ببخشید ناموس
من هستند...
و آنقدر شیخ آنتالیا و همراهان را مواخذه نمودی که جمله آنان به ..... خوردن
خویش راضی شدند، بلکه شیخ از ایشان به برون کشد، اما شیخ بیخیال نشده
و هی سرزنش مینمودی تا بدانجا که شیخ آنتالیا گفت:
یا شیخ چه کنیم تا از ما بیرون کشی؟
شیخ فرمود: آهان حال من باید این دختر را پند دهم تا دست از اینکار برداشته
و به چیز راست هدایت گردد
گفتند باشد و جملگی آنجا را تخلیه نمودند
نقل است که از ثانیه یک تا دقیقه 50 شیخ 103 بار دختر نگون بخت را
نصیحت نمودند تا به آنجا که دختر را با آمبولانس از محل اقامت شیخ به
راه راست ببردند



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: شیخ , مطالب جالب , مطالب خنده دار ,
ن : mohammadali A.T
ت : چهارشنبه 1 آبان 1392
هیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون بعدش پشیمون شد گفت :
آخه بچه ها شما چرا منو اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون ؟؟؟
شما مثل بچه ی خودم میمونید
حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو!
آقا پسره که اومد تو ؛معلمه بهش گفت:
چرا آخه اذیت میکنی ؟؟؟
چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت ؟
چرا آخه ؟ هااااااااا ؟ چرا آخه ؟؟؟
یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن!
پسره بدبخت سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد ..!



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: طنز , مطالب جالب ,
ن : mohammadali A.T
ت : چهارشنبه 1 آبان 1392
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﮔﺎﺝ ﻣﺨﻔﻒ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﺎﺝ = ﮔﺎﮔﻮﻻ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﺟﻤﻌﻦ !
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻓﯿﺲ ﻭ ﺍﻓﺎﺩﻩ ﯼ ﻣﻨﺸﯽ ﺩﮐﺘﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﮐﺘﺮﺍ
ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﯾﻮﺍﺷﮑﯿﺶ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ ؟ ﺣﺎﻻ ﻫﺮ
ﮐﺎﺭﯼ !
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﮐﻪ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﻭ ﮔﺮﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻭﺝ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ
ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﻦ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﺎ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻦ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻦ
ﮐﻨﺴﺮﻭ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﻭﺝ ﯾﺎ ﻓﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﮐﺮﻩ ﯼ ﺯﻣﯿﻦ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﻩ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﯾﻪ ﺯﻥِ ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ 10 ﺑﺮﺍﺑﺮ FBI
ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ
ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ، ﺁﺳﺘﯿﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺧﺮﭼﻨﮕﻬﺎ ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯿﺎﺷﻮﻥ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﻦ
ﻓﻘﻂ ﺑﺸﮑﻦ ﺭﯾﺰ ﻣﯿﺰﻧﻦ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﯼ ﻧﺎﺭﻧﺠﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺯﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﯼ
ﺑﯿﺮﻧﮓ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﺳﻔﯿﺪ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﻄﺢ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ
ﺷﺪﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩﻩ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﺮﺗﺐ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺧﺮﺍﺏ ﯾﺎ
ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﺎﯾﯽ ﺩﻟﺘﻮﻥ ﻫﻮﺳﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺗﺮﻩ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ
ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺮﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ! ؟
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ، ﺗﻮ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﻃﺮﻑ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ !



:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: آیا میدانید , طنز , لطیفه , جوک , مطالب جالب ,
ن : mohammadali A.T
ت : سه شنبه 30 مهر 1392
خشن ترین اسباب بازی های دنبا رو میتونین اینجا ببینین
این اسباب بازی ها احتمالا برای افرادی ساخته شده که قراره قاتلین بالفطره باشن
این خارجیا هم چیزی به نام بد آموزی در فرهنگ لغتشون تعریف نشده
کلا آدمای راحتی هستن

برای دیدن عکسای بیشتر به ادامه مطلب برید




:: مرتبط با:
:: برچسب‌ها: عروسک , عروسک قاتل , مطالب جالب ,
ن : mohammadali A.T
ت : دوشنبه 29 مهر 1392
 

 


 
موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
امكانات جانبی